خرید بک لینک
تجربه ی جدید افزایش توانم آمیخته به واژه ی غربت نبود نمیدانم چه کرده کارون با مردمانش.نیک اند و کمتر مدرن.کمتر لوکس پسند....و با محبتی افزون،گویشی گرم،ساده زی و عزیز....چه میکند کارون نمیدانم. خودپرداز پرداز پولم را بالا کشید.آقای پشت سرم گفت :((عامو پول هست.هرچقد میخوای بگیرم برات.تعارف نکن)) گویششان مشترکاتی با ما دارد...مصدر و واژه هایی مثل رمبیدن،چلم،جفنگ و...را آنها هم میگویند و اینگونه نیست که موجب خنده ی فلان شهری ها شود.به قول ابراهیم جان گلستان کاربرد واژه های مردم جنوب به غنای زبان می افزاید و واژه ها گناهی ندارد که به خاطر فلان جایی ها که واژه را

برچسب: سرزمین های جنوبی فرانسه,از سرزمین های جنوبی,آفتاب سرزمین های جنوب, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 20:37

دلگیر نیستم.دلم گرفته. یادم می آید هفته ی پیش تر.موبایلم شکست.خب شکستنی بود.چه کارش کنم.اما نگرانم.دوستانی دارم و آشنایانی که تماس میگیرند...نمیتوان تعمیرش کرد. نمیتوان دیگری خرید.زاپاس هم که ندارم. چاره ای نیست. آگاهشان میکنم.عذر میخواهم. میپذیرند... هفته گذشت.سیم کارت را بر همراه دو سیمکارته خواهر می اندازم.هیچ تماس از دست رفته ای نیست.حتما پیامک داده اند.اینباکس خالی است.تلگرام را با شماره ی خود وارد کردم.صدای پیام ها می آمد.باز کردم.کانال ها را که مرور کردم.حتی دانه ای پیام نماند.بگذریم که واتساپ تنها پیامش با جمله ی ببخشید اشتباه فرستادم تمام میشد. و

برچسب: نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 20:37

گرسنه ام

و ناخن هایم را میجوم

و دستهایم را

و خودم را

و همه ی ادمها را

و بالا می آورم

هزار هزار لاشه ی سرخ بر سر ِ بهار

مثل لاله ای بر حوصله ی صحرا.

رضا ملکیان

برچسب: برای خواندن, محرمیت,برای خواندن pdf,برای خواندن قناری,برای خواندن قناری چه کنیم,برای خواندن فایلهای pdf,برای خواندن فایل pdf,برای خواندن قناری چه باید کرد,خواندن برای کنکور,خواندن برای ارشد,خواندن برای تافل, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 3:03

به فترت خاموش خویش فرایم خوانید

زمان

که زندگی سراپایم را فرا می گیرد

بکوبید آهتان به اعماق نایم

به حضرت تاریکی پناه

که هنوز زنده ام

برچسب: نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 15:29

به مقدس ترین قِسمِ وجودش؛ معشوقش

قَسَم

من از این بیزاری جویم... :

کجایِ آسمان بود

که به تو رسیدم

_سنگ_

جایی که ترکت کردم.

شعر:محمدرضا ضیغمی

کتاب:چنین شدید تو را نمی دانستم

برچسب: شاعر المليون,شاعر,شاعر فلسطيني,شاعران معاصر,شاعر الرسول,شاعر عراقي,شاعر القطرين,شاعری,شاعرانه,شاعر العراق, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 9:19

به واژه ها فکر میکنم.آنچه تصویر ذهنی اش به بصریاتش بیاید دلنشینم است احساس میکنم مشترکیم در این شباهت.میدانی ریه ی این ذهنیت کجاست...به دنبال مقایسه ی سوسول ها و ژیگول مآب ها وقرتی تَرَک هاست.دختر ها عاشق مرد هایی می شوند که به تصویر ذهنی مرد برایشان نزدیک است...مرد اول زندگیشان و هنوز ذهنیتشان از مرد...چیزی جز پدر هاشان نیست....پدر برای پسرش قدرتگری میکند.مخالف و سخت گیر اما مهربان و آرام و صبورند و نازخر آنگاه که به دخترک جان هاشان می رسند. پدر ها لباس های عجیب نمیپوشد.ابرو هایش را دست نمیزنند.زحمت می کشند.استوارند.قاطع اند.پدر ها دخترک جان هاشان را دع

برچسب: شباهت چهره,شباهت حجرالاسود به واژن,شباهت بازیگران,شباهت صدای میثم ابراهیمی,شباهت, و مسیحیت,شباهت, و یهودیت, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 13:37

به مردها نباید عشق ورزید

چون می پندارند دوستشان داری.

این تک قطعه ی مخالف عقیده ام چند روزی است در ذهنم مرور می شود اما سروده ی ذهن بیمارم ریشه ی قطعی دارد. به نظرم باید به انسان ها عشق ورزید تا ارزش بودن را بدانند.اما حروف چیدنم خودآگاه بود و عقیده گویی ام ناخود آگاه. زیگموند را به کمکم برسانید تا بگوید تو زنی موجودی عجیب که کار ها میکند که مخالف آن است چه برسد به ضربت های حرفش....

برچسب: من بیمار هستم لارا فابیان,من بیمارم,من بیمار هستم,من بیماری ام اس دارم,من بیمار توام,من بیمار روانی هستم,من بیماری پانیک دارم,من بیمار خنده های توام,کلیپ من بیمار هستم,بیمارستان من, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 13:37

معشوقت؛

اسطوره ای قدرتمند است.که هر دل تهی را نیازمندش می کند.

فروغ جان؛ معشوق را نمودار شو.تا بیش طالب آن اسطوره ی نیست شوم:

برچسب: نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 12:01

آزرده از هیچ

آزرده از همه چیز

زخمهایی بر صورت داشت

که گویی لبخند میزد

ولی در گریبان خود میگریست

و بر لبخند خود میگریست.

بیژن جلالی

برچسب: من در این ویرانه منزل,من دراین خلوت خاموش سکوت,من دراین آبادی پی چیزی میگردم,من درین ویرانه منزل,من در این تاریکی,من در این کلبه خوشم,من اینجا بس دلم تنگ است,من اینم,من اینطوری لاغر میشم,من این صبرو مدیون لبخندتم, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 2:23

صفحه بندی